تبليغاتX
آرش نامه - صفحه اصلی آرشنامه (برای لبخند تو ستاره من )









فشنfashionداستان storyموزيکmusicچت رومchat roomتصاویرgallery
Google




آنتی فیلتر Anti filter
funny picture & new writing in Arash weblog




 
 
top.bdl.ir دومین جدید آرشنامه

  .............................................
 
   
 
 

 

  به قدر فهم تو ...

 خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود، و به قدر ایمان تو کارگشا می شود، و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود، و به قدر دل امیدواران گرم می شود

پدر می شودیتیمان را و مادر. برادر می شود محتاجان برادری را. همسر می شود بی همسر ماندگان را. طفل می شود عقیمان را. امید می شود ناامیدان را. راه می شود راه گم گشتگان را. نور می شود در تاریکی ماندگان را. شمشیر می شود رزمندگان را. عصا می شود پیران را. عشق می شود ..محتاجان به عشق را..

خداوند همه چیز می شود همه کس را. به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس، بشویید قلب قلب هایتان را از هر احساس ناروا. و مغزهایتان را از هر اندیشۀ خلاف و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار... و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها! چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سر سفرۀ شما، با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بربند تاب، با کودکانتان تاب می خورد، و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند....مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود، که به شیطان پناه می برید؟ که در عشق یافت نمی شود که به نفرت پناه می-برید؟ که در سلامت یافت می شود که به خلاف پناه می برید؟ قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید. زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می پرد و دور...بی اعتنا به حقیران در روح. کینه چون لاشخور و کر کس است. کوتاه می پرد و سنگین...و جز مردار به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد

اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد
كه
تا بحال كسب كرده‌ايد .( فاينمن)


به جاي اين كه سعي كنيد مرد موفقيت باشيد، سعي كنيد مرد ارزشها باشيد.
(آلبرت انيشتين)


حقيقت چيزي نيست که نوشته مي‌شود .. آن چيزي است که سعي مي‌شود پنهان
بماند!


بدترين و خطرناکترين کلمات اينست: «همه اين جورند». (تولستوی)


يا چنان نمای که هستی، يا چنان باش که می‌نمايی (بايزيد بسطامی)


هيچ شعری شاعر ندارد، هر خواننده‌ی شعری شاعر آن لحظه‌ی شعر است. (پابلو

نرودا)


کسی که می‌خواهد رازی را حفظ کند بايد اين واقعيت را که رازی دارد،
کتمان کند. (گوته)


فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد
گرفت.(تولستوی)


در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر
مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند. (رنه دكارت)


وقتی انسان دوست واقعی دارد كه خودش هم دوست واقعی باشد.


هر سکوتي، سرشار از ناگفته ها نيست، بعضي وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته
هااست.


موسيقي، يعني سکوت بعلاوه سکوت هاي شکسته شده ي موزون.


سکوتِ آرام کتابخانه، يعني رعد و غرش نهفته ي تمامِ حرف هاي فشرده ي عالم،
در
پيش از اين.


سکوتِ شاهد، يعني شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطيلي وجدان.


سکوتِ محکوم بي گناه، يعني بغض، آه، گريه درون.


سکوتِ مظلوم، يعني نفريني مطلق و ابدي.


بعضي سکوت را به رشوه اي کلان مي خرند و با سودي سرشار، به اسم حق
السکوت، مي فروشانند.


سکوتِ عاشق در جفاي معشوق، يعني پاس حرمتِ عشق.


سکوت، در خود گريه دارد ولي گريه، با خود سکوتي ندارد.


بعضي با سکوت آنقدر دشمنند که حتي در خواب هم آنرا با پريشان گوئي مي
شکنند.


سکوتِ در بيمارستان، بهترين هديه ي عيادت کنندگان است.


آدم، بسياري حرف ها را که مي شنود، آرزو مي کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.


ايراني ها، از قديم معني سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط

در استفاده گاه و بيگاه از اين دو نعمت، به جاي هم است.


آنان که حرمت سکوت را پاس مي دارند، بيش از حرّافانِ حرفه اي، به بشر
اميدواري مي دهند.


وقتي خدا بخواهد فساد کسي را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب مي کند.


سکوتِ قاضي، رعب آورترين سکوتِ زميني است، وقتي بداني گناهکاري.


سکوتِ وداعِ واپسين ديدار دو دلدار، هميشه مرطوب است.


سکوتِ يک محکوم به مرگ، پر از پشيماني لزج است.


خيالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولي شکستني نيست.


زير زمين خانه هاي قديمي تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشي سير،
انار
خشکيده، سرکه ي انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگي است.


بر خانه عروس، آخر شبي که به خانه بخت مي رود، در تنهائي پدر و مادرش،
غمناک ترين سکوت، چنگ مي اندازد.


سينماي صامت، پر از سکوتي گويا و خنده دار بود.


غيرقابل درک ترين سکوت، متعلق به معلم ادبيات پيري است که، شاگرد قديمش را

در حال غلط خواندن گلستان سعدي از تلوزيون مي بيند.


آزار دهنده ترين سکوت، وقتي است که دروغ مي گوئي و مخاطبت در سکوتي سنگين،

فقط نگاه مي کند.


در گورستان، فقط در ساعات معيني که ارواح به ميهماني مي روند، سکوت
برقرار است.


بعضي، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حيف که زبانشان آخر همه را
به باد مي دهد.


آدم هاي ترسو، براي فرار از سکوت، با خود حرف مي زنند.


تابلوهاي جهت نما، در خيابان و جاده ها، در سکوتي بي ادعا، عابران را
راهنمائي مي کنند.


تمام مردم جهان، با يک زبان واحد سکوت مي کنند، ولي به محض باز کردن دهان
از هم فاصله مي گيرند.


کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم پرچانگي مي کنند.


سکوت، خيلي خيلي خوب است، اما نه هر سکوتي.


بعضي، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلي در
قبالش گرفته باشند.


در آخرت، تو را به خاطر حرفهاي نسنجيده، ممکن است مجازات کنند، ولي سکوتِ
بي جايت را، هرگز نمي بخشايند.


سکوت را با هر چيزي مي شود شکست، ولي با هر چيزي نمي توان پيوند زد.


دفاترِ سفيد و بي خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.


تا کنون، هيچ مترجمي پيدا نشده که بتواند سکوت را، از زباني به زبان ديگر
ترجمه کند.


قطعاً يکي از راههاي تحمل ِزندگي، پناه بردن به سکوت است.


هميشه گفته اند، از آن نترس که هاي و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ،
نگاهت
مي کند و در سکوت، برايت نقشه اي شيطاني مي کشد.


آدم هاي خسيس، ممکن است بي بهانه حرف بزنند، ولي بي بها، سکوت نمي کنند.


خواهي نشوي رسوا، همرنگ جماعت نشو، به وقت، ساکت باش.


آنانکه در مراسم خواستگاري ساکتند، در زندگي حرف نگفته باقي نمي گذارند.


درست است که زبان ِخوش مار را از لانه اش بيرون مي کشد، در عوض زبان ِ
سرخ،
سرِ سبز را به باد مي دهد، بهتر نيست، مار در لانه بماند و سر بر گردن.


مارک تواين مي گويد:
بهتر است دهان خود را ببنديد و ابله به نظر برسيد تا اينکه آن را باز
کنيد و همه ترديدها را از ميان ببريد.


بی تو

وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي ، گفتم



ــ از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي



ــ از تنهايي ؟ گفتي : همزباني



ــ از محبت ؟ : عشق



ــ از دوستي ؟ : صداقت



ــ از بهار ؟ : طراوت



ــ از سفر ؟ : انتظار



ــ از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........



باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت .



به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ...

تو آغوش به رويم گشودي و گفتي :جدايي ، هرگز ... بي تو من مي ميرم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط آرش
 

pictofxt

Desert Float Template

Advanced Web Design Center Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین

http://www.meebo.com/rooms