![]() |
![]() |
|
| funny picture & new writing in Arash weblog |
|
عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد ... بوبن
عكس هفته
مجموعه قطعات عاشقانه
تو را به جاي تمام كساني كه نشناخته ام دوست مي دارم نگاهم را به روی خاک می کشانم شاید رد پایی از تو باشد.
وقتی از همه ی دنیا دلم می گیرد هیچکس و هیچ چیز نمی تواند طوفان درونم را ارام سازد.
به اشک هایم قسم که هیچ چیز جز جاودانگی عشق به من نیرو نمی دهد
يادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتي كوچيكي براي دوست داشتن من رفتم و بزرگ شدم ان قدر بزرگ كه يادم رفت دوستت داشته باشم چه قدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت را ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اين كه لبريز از كينه و نفرت شي حس كني كه هنوزم دوسش داري
عشق مانند هواست
دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد آبــــــــــي آســمان وخدا آبي آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست خدارا نمي بينم و ميدانم كه هست
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امروزهم مثل تموم روزهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني وبايد غرورتو زير پا بزاري و براش اف بزني تا شايد جوابتو بده تازه اگه بخواد باور کنه که از ته دل دوستش داري
ديگر نمي خواهم صداي ملامت رااز حنجره ي شقايق هاي وحشي بشنوم من تو را مي خواهم.من دست سبز تو را براي شکوفايي گل هاي وجودم مي خواهم بيا که اشکهايم بهانه ي تو را مي گيرند بيا که پريان احساسم پرواز را فراموش کرده اند بيا که حوريان اشکهايم قسم خورده اند که راه قدم هايت را نمناک کنند
عشق من شعر و شراب عشق تو نقش بر اب عشق تو يک گل زرد دستايي که سرد سرد عشق من مثل جنون ابي رنگ اسمونه مثل يک ماهي به درياست عشق من ببين چه زيباست
به همه لبخند بزن اما با1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه
بيـا كـه در غم عشقت مشوشـم بى تو بيا ببين كه در اين غم چه ناخوشـم بى تو شب فـراق تو مىنالـم اى پرى رخسار چو روز گـردد گويـى در آتشـم بى تو دمى تـو شربت وصلـم ندادهاى جانـا هـميشه زهر فراقت هـمى چشـم بى تو اگر تو با من مسكيـن چنين كنـى جانا دو پايـم از دو جهان نيـز دركشـم بى تو پيـام دادم گفتـم بيا، خوشـم ميـدار جواب دادى و گفتى كه من خوشـم بى تو
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
يك داستان كوتاه
در تعطيلات كريسمس،در يك بعد از ظهر سرد زمستاني،پسر شش هفت سالهاي جلوي ويترين مغازهاي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا ميگذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند.دست كودك را گرفت وداخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد...بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت: حالا به خانه برگرد.انشاا...كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي.پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد...
پرسيد: خانم! شما خدا هستيد؟؟؟
مطمئن بودم با او نسبتي داريد
يك شعر
نی محزون
يك نكته از دكتر علي شريعتي
اكنون هنگام دیدار رسيده است،لحظه ي ديدار است.ذي حجه است،ماه حج،ماه حرمت،شمشيرها آرام گرفته اند و شيهه ي اسبان جنگي و نعره جنگجويان و قداره بندان در صحرا خاموش شده است.جنگيدن،كينه ورزي و ترس،زمين را،مهلت صلح،پرستش و امنيت داده اند،خلق با خدا وعده ي ديدار دارند،بايد در موسم رفت،به سراغ خدا نيز بايد با خلق رفت.
يك قطعه انگليسي
do not go after the past
يك اس ام اس عشقولانه
آي دختراي نادون............ ......... ......... ..چي اومد به سراتون
افلاطون : " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه
عكس هفته
مجموعه قطعات عاشقانه
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
هميشه در زندگي لحظاتي هست که در عين روشنايي ؛ آميخته با شب ؛سياهي وظلمت است.در هنگام غم ودرد و آه لحظاتي آميخته با زيبايي ولبخند است ودر هنگام سکوت لحظاتي سرشار از هيجان و التهاب و در نااميدي بسي اميد است.
اين ديوار هاي سردغرور؛هيچ گاه فرصت نداد که"زمرمه هاي دلتنگي ام"به سوي تو پر گيرند. کاش بيايي همراه نسيم عشق؛از پشت پنجره نيمه باز رو به قلبم..
عشق تو چشماي هم نگاه كردن نيست با چشماي هم به زندگي نگاه كردنه
براي زيستن دوقلب لازم هست. قلبي که دوست بدارد . قلبي که دوستش بدارند. قلبي که هديه کند . قلبي که بپذيرد.
وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه
گريه شايد زبان ضعف باشد شايد خيلي کودکانه شايد بي غرور......... اما هر وقت گونه هايم خيس ميشه مي فهمم نه ضعيفم نه يک کودکم بلکه پر از احساسم
تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد
يادته بهم گفتي دوسم داري؟ يادته گفتي عاشق مني؟ يادته گفتم آخر تنها ميشم؟ يادته گفتي تنهات نميذارم؟ يادته گفتي هميشه با مني؟ يادته گفتم ازياد آخر ميرم؟ يادته گفتي دلت پيش منه؟ يادته گفتم اينا حرفه همه؟ يادته گفتي من دوستت دارم؟ يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتم اين عشق تا کجاست؟ يادته گفتي تا نفس با ماست؟ يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتي که آره حق دارم؟ حالا ديدي که همش حرف بودفقط؟ حالا فهميدي همش ادعا بود؟
بوي نفسات هنوز مستم ميکنه کنارم نيستي ولي با نفسهات گرم ميشم زيبايي چشمانت هنوز افسونم ميکنه کنارم نيستي ولي چشمانت در چشمانم نقش بسته صدايت هنوز از خود بي خودم ميکنه کنارم نيستي ولي جز صدات نميشنوم تو کنارم نيستي اما من چيزي جز تو ندارم
بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد
اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم – عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم-دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم – دل هيچ کس از سنگ نيست ما سنگش ميکنيم
به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم ، موندو همدمو مونسم شد
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
يك داستان كوتاه
صبح زود بود. توریست آمریکایی به ماهیگیر نگاه می کرد که تازه از يك شعر
اي تكيه گاه و پناه
يك نكته از دكتر علي شريعتي
در باغ بی برگی زادم.
يك قطعه انگليسي
Three sons left home, went out on their own and prospered. Getting back together, they discussed the gifts they were able to give their elderly mother. The first brother, Donald, said, "I built a big house for our mother." The second brother, Robert, said, "I sent her a Mercedes with a driver." The third brother, Joseph, said, "You remember how mom enjoys reading Shakespeare. She can't see very well, so I sent her a remarkable parrot that can recite the complete works of Shakespeare. It took trainers 12 years to teach him - he's one of a kind. Mama just has to name a poem or a play and the parrot recites it." Soon thereafter, Mom sent out her letters of thanks. "Donald," she said, "the house you built is so big. I live only in one room, but I have to clean the whole house." To her second son, she wrote, "Robert, I am too old to travel. I stay most of the time at home so I rarely use the Mercedes. And that driver is so rude! He's so much trouble!" Finally, to her third son, she wrote, "My dearest Joseph," she said, "the chicken was delicious!"
يك اس ام اس عشقولانه
اتل متل جدايي ... عروسکم کجايي ؟ گاو حسن پريشون ... يه دل داره پر از خون عشقم که رفت هندستون ... خونه ام شده قبرستون يه عشق ديگه بردار ... يه دنيا غصه بردار اسمشو بذار بچگي ... تا آخر زندگي هاچين و واچين تموم شد ... عمر منم حروم شد |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
آرشنامه مجموعه ای است از آنچه برای سرگرمی و کسب اطلاعات بدان نیاز دارید از ترفند های کامپیوتر و موبایل تا داستان و طنز و sms و... (آرش فرزین) |
|
RSS
|